𝐵𝑖𝑡𝑡𝑒𝑟 𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚𝑠
Static
Side-bar GIF

𝐵𝑖𝑡𝑡𝑒𝑟 𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚𝑠

قبرستانِ دخترکی خندان، که روز و شب با لبخندی به پهنای صورتش مینوشت، از آرزو ها و شادی هایش، غم ها و پریشانی هایش، از رویاهای تلخ و شیرینش و خواب های مبهمش، تا بماند یه یادگار، از غم نهفته ی پشت صدایش و اشک های بی صدای افکارش.
مینوشت، تا فریادش را، دفتر ها، برگه ها، و صفحات بیان کنند.
تا شادی اش را کلمات و جملات، و اندوهش را قلم نمایان کند.
- با شاخه گلی سپید وارد شوید.

leaf
star
moon
snowflake

امشب..

امشب اومدم پیشت

ازین گفتم که دلم واسه خونه مامانبزرگ تنگ شده

گفتی واسه چی ؟

گفتم نصف خاطرات بچگیم مال اونموقه ست..

گفتم از اونموقه ها ک دایی میومد و ما میخواسیم بریم عید دیدنی

بغضم شکست

صدات کردم...بغلم کردی

توهم گریت گرفت...شنیدم چطوری اب دهنتو قورت میدادی..

میدونی..گاهی از زندگیم متنفر میشم

الان ازون موقه هاست

من نمیخواسم از دستشون بدم..

فردا دوتامون بیدار میشیم

تظاهر میکنیم برامون مهم نیس

ت غر میزنی و منم بی حوصلگی میکنم

اما هردومون میدونیم چقدر دلمون واسه خنده های اون دوتا تنگ شده..

کاش بابا اینجا بود..

Tuesday 8 Tir 00
۱۲