𝐵𝑖𝑡𝑡𝑒𝑟 𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚𝑠
Static
Side-bar GIF

𝐵𝑖𝑡𝑡𝑒𝑟 𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚𝑠

قبرستانِ دخترکی خندان، که روز و شب با لبخندی به پهنای صورتش مینوشت، از آرزو ها و شادی هایش، غم ها و پریشانی هایش، از رویاهای تلخ و شیرینش و خواب های مبهمش، تا بماند یه یادگار، از غم نهفته ی پشت صدایش و اشک های بی صدای افکارش.
مینوشت، تا فریادش را، دفتر ها، برگه ها، و صفحات بیان کنند.
تا شادی اش را کلمات و جملات، و اندوهش را قلم نمایان کند.
- با شاخه گلی سپید وارد شوید.

leaf
star
moon
snowflake

قرص..

نمیدونست داره با کی لج میکنه..

اما سرگیجه ای ک در اثر نخوردن قرصاش میومد سراغش زیادی ارامش بخش بود

اون سیاهی ای که هرچند برای زمان کمی سراغش میومد

خلاء رو به سادگی لمس میکرد

و شاید به خاطر همین بود که شب ها قرص های آماده ی روی میزشو نمیخورد..

شاید ب خاطر این بود ک بیشتر میخواست..!

Sunday 13 Tir 00
۱۲