𝐵𝑖𝑡𝑡𝑒𝑟 𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚𝑠
Static
Side-bar GIF

𝐵𝑖𝑡𝑡𝑒𝑟 𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚𝑠

قبرستانِ دخترکی خندان، که روز و شب با لبخندی به پهنای صورتش مینوشت، از آرزو ها و شادی هایش، غم ها و پریشانی هایش، از رویاهای تلخ و شیرینش و خواب های مبهمش، تا بماند یه یادگار، از غم نهفته ی پشت صدایش و اشک های بی صدای افکارش.
مینوشت، تا فریادش را، دفتر ها، برگه ها، و صفحات بیان کنند.
تا شادی اش را کلمات و جملات، و اندوهش را قلم نمایان کند.
- با شاخه گلی سپید وارد شوید.

leaf
star
moon
snowflake

چرا در آغوشم نمیگیری..

چرا تکون نمیخوری؟

من نمی‌دونم کجام، نمی‌دونم چه خبره.

چرا نجاتم نمیدی؟!

من کمک می‌خوام..چرا کمکم نمی‌کنی؟!

من بغل می‌خوام..چرا در آغوشم نمی‌گیری؟

دلم می‌خواد دستات روی گونه هام بشینه، چرا صورتم رو بین دستات نمی‌گیری؟

سرده، اینجا خیلی سرده.

چرا چشماتو بستی؟ چرا سفید شدی گندمکم؟

تو که می‌دونی از سکوت بدم میاد، چرا انقدر ساکتی وراج کوچولوم؟!

باز کن چشماتو دیگه!

خواب بسته خوشگلم، پاشو ببین پروانه های دوره سرتو!

پاشو ببین؛ آسمون امروز همون رنگیه که دوست داری. بیا ببین چقدر قشنگه!

پاشو کوچولوم..پاشو قشنگیایه دنیایی که برام ساختی رو ببین؛

بیدار شو..نذار از این آسمون تنهایی عکس بگیرم.

Tuesday 8 Azar 01
۵
نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">