𝐵𝑖𝑡𝑡𝑒𝑟 𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚𝑠
Static
Side-bar GIF

𝐵𝑖𝑡𝑡𝑒𝑟 𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚𝑠

قبرستانِ دخترکی خندان، که روز و شب با لبخندی به پهنای صورتش مینوشت، از آرزو ها و شادی هایش، غم ها و پریشانی هایش، از رویاهای تلخ و شیرینش و خواب های مبهمش، تا بماند یه یادگار، از غم نهفته ی پشت صدایش و اشک های بی صدای افکارش.
مینوشت، تا فریادش را، دفتر ها، برگه ها، و صفحات بیان کنند.
تا شادی اش را کلمات و جملات، و اندوهش را قلم نمایان کند.
- با شاخه گلی سپید وارد شوید.

leaf
star
moon
snowflake

لالایییی

عاقبت من تو شدم، تو من شدی

عاقبت دست در دست هم، برای هم شدیم

رنگ سیاهه قلب من

عاقبت شد قرمزِ عشقت همی

 

😂😂😂

Friday 19 Shahrivar 00

All my tears have been used up

 

 I love you and I want you back

 

 

 

 

پ.ن:فرزندانم جمله و فیلم بالا مخاطبی ندارد👩‍🦯

 

Wednesday 17 Shahrivar 00

از ته دل

از آخرین باری که از ته دل خندیدین بگین D:

Wednesday 17 Shahrivar 00

اگه اگه اگه..

اگه قلبمو پس ندی چشماتو میدزدم :>

 

- ببشخید نباید میبستم کیمنتارو

Monday 15 Shahrivar 00

رویای آزادی..

 

ارزش اینکه ببریش واسه خودتو داره ؟؟

کسی نمیخواد بیاد بگه جمع کن از ایران برو؟ ;>

Sunday 14 Shahrivar 00

چشمانت

وقتی چشمانت چشمانم را پیدا کرد

حس کردم جهان ایستاده

زمانی که چشمانت نمناک شدند

آتشی درون وجودم روشن شد

و وقتی قطره ای اشک از آن معجزه گرهای زیبایت چکید

آن آتش قلبم را سوزاند

جهان به حرکت واداشته شد

چشمانت بسته شد

و هر آنچه مرا ساخته بود...در آن چشم های بسته زندانی شد

 

 

 

پ ن : متاسفم ک باز زدم تو فاز نوشتنه عاشقانه های چصکی ¬_¬

Sunday 14 Shahrivar 00

بعضی وقتا

 

بعضی وقتا زندگی خیلی سخت میگذره

اگه امشب یا امروز روز بدی داشتید

بیاید فراموشش کنیم و لبخند بزنیم

اگه زندگی براتون سخت شده بدونید یکی هست که دوستون داره و همیشه پیشتون هست

و تمام این اتفاقا یک روز بلاخره تموم میشن

روزای بهتری در راهه پس امیدتون رو از دست ندید

 

شب همه تون پر چیزای قشنگ^-^💜

Saturday 13 Shahrivar 00

دیش دیری دیدین ماشالا

سراب رد پای تو، کجای جاده پیدا شد ؟

کجا دستاتو گم کردم، که پایان من اینجا شد ؟

کجای قصه خوابیدی ک من تو گریه بیدارم ؟!

که هرشب هُرم دستاتو، ب اغوشم بدهکارم ..

تو با دلتنگیای من

تو با این جاده همدستی

تظاهر کن ازم دوری ..تظاهر میکنم هستی

Saturday 13 Shahrivar 00

زمستانِ خاموش

با دیدن درختی که در سرمای زمستان خم شده بود و تمام برگهایش ریخته بود اولین قطره اشک از چشماش فرو ریخت

چه بی رحمانه خم شده بود زیر فشار باد سوزاننده ای که می وزید و چه بی پناه بود میان فضایی عاری از عشق و امید

میدانست که روزی بهار باز می رسد و درخت جانی دوباره خواهد گرفت، پرنده ها می آیند و درخت اقاقیا دوباره شکوفه میزند، اما می ترسید از بهار پیش رو، از بهاری که گل ها دیگر در آن بویی نداشته باشند و از درختی که هرگز شکوفه ندهد

می ترسید از بار عشقی که چندین ماه بود به تنهایی به دوش میکشید

می ترسید از نداشتن فرصتی دوباره، رفتنی بدون برگشت و گریه ای بدون خنده

از پله ها پایین رفت اما وجودش هنوز در همان اتاق کوچک باقی مانده بود

چه مظلومانه تقاضا میکرد قلبش برای برگشت

چه ظالمانه می سوزاند قلب عاشقش را آتش بی مهری

حقیقت انکار شدنی نبود...

درخت اقاقیا بی شکوفه اش خم شده بود

عشق بی معشوقه نابود شده بود....

 

 

پ ن: عه..اینو

یادمه ی مدت قرار بود بنویسمش 😀😂

Saturday 13 Shahrivar 00

و روحم..

و روحم تور دید و گفت "اوه، اینجایی ؟ داشتم دنبالت میگشتم!"

Thursday 11 Shahrivar 00