𝐵𝑖𝑡𝑡𝑒𝑟 𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚𝑠
Static
Side-bar GIF

𝐵𝑖𝑡𝑡𝑒𝑟 𝐷𝑟𝑒𝑎𝑚𝑠

قبرستانِ دخترکی خندان، که روز و شب با لبخندی به پهنای صورتش مینوشت، از آرزو ها و شادی هایش، غم ها و پریشانی هایش، از رویاهای تلخ و شیرینش و خواب های مبهمش، تا بماند یه یادگار، از غم نهفته ی پشت صدایش و اشک های بی صدای افکارش.
مینوشت، تا فریادش را، دفتر ها، برگه ها، و صفحات بیان کنند.
تا شادی اش را کلمات و جملات، و اندوهش را قلم نمایان کند.
- با شاخه گلی سپید وارد شوید.

leaf
star
moon
snowflake

باختمت...

اشکام دارن دونه دونه میریزن

دارم گریه میکنم واسه هرچیزی که بینمون بوده و الان از دستشون دادم

انگشتام روی کیبورد گوشی به جای دوتا چهارتا شدن...

دارم گریه میکنم چون گفتم خاطراتم برات بی ارزش تر از خاطراتت با اوناست و تو تکذیبش نکردی

نمیدونم...نمیدونم چی شد

نمیدونم چرا

ولی از همه ی دنیا متنفرم

از همه ی دنیا متنفرم ک بدون اینکه بفهمم چه طوری از توی بغلم بیرون کشید و برد

از خودمم متنفرم، متنفرم چون من چشمامو بستم و وقتی باز کردم دیدم دیگه تویی نبود که باهاش رکورد بزنم..دیدم ک رکوردی ک باهم زده بودیم رو با اونا شکوندی

من از همه چیز متنفرم چون حتی نمیدونم کی یا کجا تورو به اون لعنتیا باختم

Saturday 5 Tir 00

من و زرافه-.-

 

این ابیه منم بنفشه هم زرافه ست-.-

مال خودمهههههههههههههههههه-.-

 

دوست دارم مثل انا و مارنی اینجوری دوست باشیم و بریم بیرون🥺

درسته مارنی وجود نداشت ولی دوستیشون خیلی کیوت بود عاشقش بودم🥺

 

اینم منم وقتی دارم غر غر میکنم -.-

 

این فسقله مثل زرافه ای کیوته🥺

 

تموم شد بابای-.-

Saturday 5 Tir 00

میشه ؟

میشه ایشون رو به من پس بدین ؟ 

و همچنین ایشون رو

اوکی

اگر برنگردن واقعا ی بلایی سرم میاد

من...گاد

Saturday 5 Tir 00

من..

من از آسمان شبی مینویسم که تو رفتی

من از گریه ی ستاره ها مینویسم

از تک شاخ هایی که جادویی نداشتند

از پرنده هایی که بالی نداشتند

من از تک تک گل هایی مینویسم که پژمردند

از دریایی که خروشان خفت..

Saturday 5 Tir 00

مامانم..

اممم...امرو ب مامانم گفتم " مامان اگر بفمی من همجنسگرام واکنشت چیه ؟ "

و... بعید میدونم مامانم هنوز به اون میزان از روشنفکری رسیده باشه که دلم بخواد اعتقاداتمو باهاش به اشتراک بذارم..

واکنشش حالمو گرفت، جدیدا خیلی کتاب میخونه و توقع داشم یکم بیشتر درک کنه...

وقتی گفت مریض...دلم میخواست مامانمو عوض کنم..

Friday 4 Tir 00

یونو؟ *-*

وب زرافه فضاش دپه نمدونم چرا-.-

میخوام قالبش رو عوض کنم اما مطمئنم جرم میده*-*

قالبشو عوض کنم یا نهههههه؟ 

زرافه قالبتو ذخیره کردم میخوام جدید بزنم برات*-*

چجوری بک بزارممممممممم😭

Friday 4 Tir 00

اهمیت..؟

اهمیت بدم به اینکه بعد از دیدن نبودش میخوام برم خاطراتمو بخونم اما پاک شدن چون اون فاکر ذره ای برای منو احساساتم ارزش قائل نبود و همشونو ب فاک داده ؟ :)

Friday 4 Tir 00

گثوسحستتسحسو کامنت ندین میدم سگای ولگرد بخورنتونننننننننن

اومدم کرم بریزممممممم م*~*

 

اهم خببببب اول اینکه روژینا زرافه منه

نزدیکش نمیشیددددددد-.-

 

بعدم باهاش درست رفتار میکنید من اینجا حواسم هست

 

زرافه من نصف فالویینگاتو نمیشناسمممممم 0-0

 

باباییییییییییی

 

 

 

روژ: ب بچم کامنت بدین اگه ندین برای تنبیه ی وانشات فول سد مینویسم 😂👁👅👁

Thursday 3 Tir 00

ساده بود..

بازیشون ساده بود

با یه لبخند ملیح میبردنت تو

می نشستی روی صندلی و یه دکتر میومد نزدیکت

تزریق انجام میشد

دقیقا زمانی که خمار میشدی یکی میومد نزدیک و در گوشت میگفت

" بینگو..تو سوختی =)"

دیگه چیزی دیده نمیشد..

نوبت نمونه 128 بود..

Thursday 3 Tir 00

نمیخواستم

من نمیخواستم

نمیخواستم بمیرم

نمیخواستم هرچیزی ک دارمو از دست بدم

من نمیخواستم نمونه ی 128 باشم..

Thursday 3 Tir 00